خانه » اصول دین » توحید » توحید فطری

توحید فطری

توحید فطری

 

۱ ) معنای لغوی

 

با توجّه به کاربردهاى واژه‌ى «فَطْر» و مشتقّات آن در محاورات عرفى عرب‌ـ که لغت‌شناسان بیان کرده‌اندـ و با عنایت به ریشه‌یابى این واژه ، مى‌توان نتیجه گرفت که «فطر» شروع کردن و پدید آوردن شىء را گویند. آشکار کردن، هویدا شدن، گشودن و شکافتن نیز با معناى یاد شده در تلازم‌اند.

 

۲ ) معرفت فطرى خدا در قرآن

 

۱ -۲ ) آیه فطرت

 

(فَأَقِـمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِـیفاً فِطْرَهَ اللّهِ الَّتِی فَطَرَ النّاسَ عَلَیْها لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللّهِ ذلِکَ الدِّینُ القَـیِّمُ وَلـکِنَّ أَکْثَرَ النّاسِ لا یَعْلَمُونَ) سوره روم، آیه ۳۰

بدون هیچ‌گونه انحرافى، روى به سوى دین کن؛ فطرت خدا که آفریدگان را بر آن سرشته است؛ در خلقت خدا هیچ تغییرى راه ندارد. این است دین استوار؛ ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.

 

الف) خداوند متعال در این آیه شریفه، بندگان خویش را ابتدا به اقامه وجه به سوى دین، بدون هیچ‌گونه انحرافى از آن، امر مى‌کند.

 

ب) خداوند سخن از فطرت الاهى به میان مى آورد و بندگانش را بر ملازمت آن ترغیب و تشویق مى‌کند و از آنان مى‌خواهد بر این فطرت پایدار و استوار باشند. سپس تصریح مى‌کند که این فطرت منسوب به خداست و بشر از ابتداى خلقت با آن سرشته شده است. از این‌رو، هیچ‌گونه تغییر و تبدیل در آن راه ندارد.

از آن‌جا که فطرت الاهى به عنایت خالق متعال در حقیقتِ وجود همه انسان‌ها نهاده شده است؛ احدى نمى‌تواند آن را تغییر دهد. به همین جهت، خداى تعالى در آیات فراوان تأکید مى‌کند که اگر از همه انسان‌ها بپرسى که خالقشان کیست، مى‌گویند: خدا. البتّه تغییر و تبدیل ناپذیرى فطرت بدان معنا نیست که انسان هیچ‌گاه از آن غافل و محجوب نمى‌گردد.

ج) خداوند متعال در ادامه آیه شریفه، یادآور مى‌شود که دینى که پایدار و استوار است و تغییر و تبدیلى در آن راه ندارد، دین همه انبیاى الاهى در تمام زمان‌ها و مکان‌هاست که همه بشر با آن مفطور گردیده‌اند. خداوند در قرآن، این دین را اسلام نامیده است :

 

(إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللّهِ الاْسْلامُ) سوره آل عمران، آیه ۱۹

همانا دین نزد خدا، اسلام است.

 

(أَفَغَیْرَ دِینِ اللّهِ یَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّمـواتِ وَ الأَرضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً وَ إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ. قُلْ آمَنّا بِاللّهِ وَ ما أُنْزِلَ عَلَیْنا وَ ما أُنْزِلَ عَلى إِبْراهِـیمَ وَ إِسْمـعِـیلَ وَ إِسْحـقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الأَسْباطِ وَ ما أُوتِىَ مُوسى وَ عِـیسى وَ النَّبِـیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ. وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلامِ دِینَاً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی آلآخِرَهِ مِنَ الخاسِرِینَ) سوره آل عمران، آیات ۸۳ تا ۸۵

آیا غیر دین الله را مى‌جویند؟ در حالى که همه آن‌چه در آسمان‌ها و زمین است، خواه ناخواه، تسلیم خدایند و به سوى او باز مى‌گردند. بگو: ایمان آوردیم به خدا و به آن‌چه بر ما نازل شده و آن‌چه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و أسباط نازل شده و آن‌چه از سوى خدا به موسى و عیسى و پیامبران داده شده است؛ میان هیچ‌کدام از آن‌ها فرقى نمى‌نهیم و ما تسلیم اوییم؛ و هر کس جز اسلام دینى جوید، از او پذیرفته نمى‌شود و او به راستى در آخرت از زیانکاران است.

 

د) دین فطرى همان دین اسلام است که دین همه پیامبران الاهى است و در مورد آن هیچ اختلافى در ادیان آسمانى نیست. معناى دقیق اسلام بندگى و تسلیم و اطاعت از خداى یگانه است. از این رو، فطرت در بسیارى از روایات، به اسلام و توحید معنا شده است.

 

امام صادق علیه السلام درباره آیه فطرت فرمود:

فَطَرَهُمْ جَمِیعاً عَلَى التَّوْحِیدِ

خداوند همه انسان‌ها را بر توحید مفطور کرده است.

 

همچنین :

هِیَ الْإِسْلَامُ فَطَرَهُمُ اللَّهُ حِینَ أَخَذَ مِیثَاقَهُمْ عَلَى التَّوْحِید

فطرت همان اسلام است. آن‌گاه که از آنان پیمان گرفت، بر توحید مفطورشان کرد.

 

ه ) در برخى روایات تصریح شده است که فطرت انسان‌ها بر معرفت صورت گرفته است. امام باقر ۷ در معناى آیه مورد بحث، خطاب به زراره مى‌فرماید :

فَطَرَهُمْ عَلَى التَّوْحِیدِ عِنْدَ الْمِیثَاقِ عَلَى مَعْرِفَتِهِ أَنهُ رَبُّهُمْ. قُلْتُ: وَ خَاطَبُوهُ؟ قَالَ: فَطَأْطَأَ رَأْسَهُ ثُمَّ قَالَ: لَوْ لَا ذَلِکَ لَمْیَعْلَمُوا مَنْ رَبُّهُمْ وَ لَا مَنْ رَازِقُهُمْ

خداوند آنان را هنگامى که بر معرفت ربوبیّت خویش میثاق مى‌گرفت، بر توحید مفطورشان کرد.

زراره پرسید: آیا با آن‌ها گفتگو کرد؟ حضرت سر مبارک خویش را پایین انداخت و فرمود: اگر چنین نبود، آنان پروردگار و روزى‌دهنده خویش را نمى‌شناختند.

 

حاصل آن‌که معناى لغوى فطرت، ابتدا و آغاز کردن امر است. از این رو، فطرت توحید و اسلام و معرفت خداى متعال، از آغاز آفرینش با انسان همراه و با حقیقت وجودى او درآمیخته است و انسان، هیچ‌گاه از آن بر کنار نبوده و نخواهد بود. روایاتى که در تفسیر آیه فطرت بیان شده نیز بر این معنا تأکید دارند.

 

۲ -۲ ) آیه «صبغه الله»

 

(وَ قالُوا کُونُوا هُوداً أَوْ نَصارى تَهْتَدُوا قُـلْ بَـلْ مِلَّهَ إِبْراهِـیمَ حَنِـیفاً وَ ما کانَ مِنَ آلمُشْرِکِـینَ* قُولُوا آمَنّا بِاللّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْنا وَ ما أُنْزِلَ إِلى إِبْراهِـیمَ وَ إِسْمـعِـیلَ وَ إِسْحـقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الأَسْباطِ وَ ما أُوتِـیَ مُوسى وَ عِـیسى وَ ما أُوتِـیَ النَّبِـیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ* فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما هُمْ فِـی شِقاقٍ فَسَیَکْفِـیکَهُمُ اللّهُ وَ هُوَ السَّمِـیعُ العَلِـیمُ* صِبْغَهَ اللّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَهً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ) سوره بقره، آیات ۱۳۶ تا ۱۳۸

و گفتند: یهودى یا نصرانى باشید تا هدایت شوید. بگو: بلکه به آیین ابراهیم پاى‌بندیم که هیچ‌گونه انحرافى نداشت و از مشرکان نبود. بگویید: ایمان آوردیم به خدا و آن‌چه بر ما نازل شده و آن‌چه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط فرود آمده و آن‌چه به موسى و عیسى داده شده و آن‌چه به پیامبران از سوى خدا عطا گردیده است. میان هیچ‌کدام از آنان فرقى نمى‌گذاریم و ما تسلیم او هستیم. پس اگر ایمان بیاورند به آنچه شما ایمان آورده‌اید، قطعاً هدایت مى‌یابند؛ و اگر از آن روى برگردانند، به راستى در رنج و عذاب خواهند بود؛ پس خدا به زودى، تو را در برابر آنان، کفایت مى‌کند و او شنوا و دانا است. رنگ‌آمیزى خدا را برگزینید و کیست که رنگ‌آمیزى‌اش بهتر از خدا باشد؟ و ما تنها او را مى‌پرستیم.

 

الف) خداوند متعال در آیه شریفه، به مؤمنان مى‌آموزد که به یهود و نصارایى که هدایت را در آن دو آیین مى‌دانند، بگویند: هدایت تنها براى کسانى است که به خدا و همه آن‌چه پیامبران الاهى از ناحیه‌ى او آورده‌اند، ایمان آورند و فرقى میان آن‌ها نگذارند؛ یعنى هدایت تنها با اطاعت کامل از خداى تعالى و تسلیم محض و بندگى خالص او حاصل مى‌شود. کسى که در مقام اطاعت، براى خداى متعال، شریک قائل شود، در برابر خدا براى غیر خدا شأنى قائل شده و او را در کنار خدا و در عرض او قرار داده است. چنین کسى خود را از زمره بندگان خالص خداوند متعال بیرون آورده و رنگ و نشان بندگى او را از خود دور ساخته است. بهترین رنگ و نشانه براى هر بنده‌اى نشانه مالک و مولاى اوست که در همه حال، آن را به همراه داشته باشد.

 

ب) مضمون آیه شریفه به آیه (فِطْرَه اللّهِ الَّتِی فَطَرَ النّاسَ عَلَیْها)نزدیک است. هر دو آیه، این حقیقت واحد را بیان مى‌کنند که همه انسان‌ها بندگان خداى متعال‌اند و هر انسانى علامت و نشانه خدا را به همراه خود دارد و این نشانه و علامت خدا با آفرینش بندگان به صورت تکوینى در آن‌ها قرار داده مى‌شود.

 

ج) روایات، «صبغه» را در این آیه شریفه‌ـ مانند آیه فطرت‌ـ به اسلام و معرفتِ ولایت امیرمؤمنان علیه السلام به هنگام میثاق معنا کرده‌اند. معرفت ولایت امیرمؤمنان علیه السلام بدون معرفت خداوند متعال ممکن نیست. پس به ملازمه، از رنگ‌آمیزى خداوند متعال ـ که مراد از آن ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام است ـ مى‌توان معرفت خداى تعالى را نیز استفاده کرد.

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *